الشيخ ناصر مكارم الشيرازي

608

ترجمه گويا و شرح فشرده اى بر نهج البلاغه ( فارسى )

روز پنجشنبه چه روز پنجشنبه‌اى ! ! سپس آن قدر گريه مىكرد كه اشكش جارى مىشد و هر چه در پيش رويش بود تر مىساخت ، پرسيديم روز پنجشنبه چيست ؟ ( كه اين قدر برايش اشك مىريزى ) گفت : آن روزى است كه بيمارى پيامبر ( ص ) شدت يافت و پيامبر در همان حال فرمود « ائتونى باللوح و الدوات - او قال بالكتف و الدوات - اكتب لكم ما لا تضلون بعدى فتنازعوا فقال اخرجوا و لا ينبغي عند نبى ان يتنازع » « لوح و دواتى برايم بياوريد تا مطلبى بنويسم كه پس از من گمراه نگرديد آنها در همان جا به نزاع پرداختند ( و پيامبر را ناراحت نمودند ) لذا فرمود بيرون برويد سزاوار نيست پيش پيامبر به نزاع پردازيد . . . ( شرح ابن ابى الحديد جلد 13 صفحه 27 ببعد ) روشن است كسانى كه تا حدى روى اين موضوع بينديشند مىتوانند بفهمند مطلبى را كه پيامبر ( ص ) در پايان مىخواستنه بنويسد و به اصطلاح آن را چهار ميخه كند مسلمانان اطلاع از آن داشته‌اند و مسأله‌اى بوده كه با خواسته‌هاى گروهى سازگار نبوده است و گرنه معنى نداشت مسلمانانى كه 23 سال سخنان پيامبر ( ص ) را شنيده بودند حاضر نباشند به آخرين سخن او آن هم در دم مرگ توجه كنند ، سهل است به نزاع هم بپردازند تا حقيقت مسئله لوث شود بر محققان است كه روى اين مسئله تحقيق كنند مسلما بعد از تحقيق بدست خواهند آورد كه مطلبى كه روى آن حساسيت بوده همان مسئله خلافت است . در اينجا اين سؤال پيش مىآيد كه مسئله خلافت با آن اهميت كه داشت چرا پيامبر ( ص ) با نزاع چند نفر از نوشتن و گفتن آن صرفنظر كرد . چه مىشد به افراد موافق دستور مىداد كه وسيله نوشتن را حاضر كنند . پاسخ : مرحوم « سيد شرف الدين » در كتاب « المراجعات » در ذيل نامه 86 به اين سؤال پاسخ گفته است وى مىگويد :